پـــــــلاک 1360
عشق،جز افسانه نیست.
 
 
جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ :: ۱:۱٢ ‎ق.ظ ::  نويسنده : ماه وستاره

خیلی دلم برات تنگ شده خیلییییییییی....ناراحت



تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی ناگهان چه زود دیر می شود!


سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ :: ٥:۳٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : ماه وستاره
  • وقتی که خانه نیستم
    کلید را دم پله اول
    زیر همان گلدان سفال همیشگی گذاشته ام
    رویایت اگر آمد
    پشت در نمی ماند.



تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی ناگهان چه زود دیر می شود!


شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۱ :: ٧:٥۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : ماه وستاره
  • دلتنگی یعنی .همین باران های بی امان
  • همین خیابان بلند خیس.
  • همین آدم های در انتظار آخرین قطار عصر.
  • همین چترهای سیاه روی سر.
  • دلخستگی  یعنی...
  • همین من. که دیگر زیر هیچ بارانی قدم نمیزنم.

 



تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی ناگهان چه زود دیر می شود!


یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠ :: ۳:٤۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : ماه وستاره
  • هیچ
  • شبیه پوچی بیکران دنیا
  • من.خاموش ترم لبریر از اشک
  • چیزی شبیه پوچی همین
  • ه ی چ !

  • سلام ماه بی مهتاب کلبه
  • این هم درخواستی که داشتی ازم
  • عید نوروز و شروع جدید زندگی نو مبارک .
  • سلام بر بهترین ستاره دنیاا خوبی؟ سال جدید بهت تبریک می گم ،بهترین هارو برات آرزو می کنم،امیدوارم سال جدید برات بهترین روزها رو با خودش بیاره،قربونت برم ممنون که سفره هفت سین چیدی خیلی قشنگه /ببخشین این همه دیر شد بیام کلبه،مراقب خودت باش خدا نگهدار


تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی ناگهان چه زود دیر می شود!


دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠ :: ۳:٥٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : ماه وستاره
  • تو رفتی
  • من هم نمردم .
  • قبول ...
  • درست مثل همین چای  . بی قند!  

  • لحظه ی بغض نشد حفظ کنم چشمم را
  • در دل ابر نگهداری باران سخت است
  • زیر باران که به من زل بزنی خواهی دید:
  • فن تشخیص نم از چهره ی گریان سخت است.
  • کلبه ی من تنهاییمون مبارک!!!


تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی ناگهان چه زود دیر می شود!


پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠ :: ۸:٢۱ ‎ق.ظ ::  نويسنده : ماه وستاره
  • تو
  • رنگ می دهی
  • به لباسی که می پوشی
  • بو می دهی
  • به عطری که می زنی
  • معنا می دهی
  • به کلمه های بی ربطی 
  • که شعرهای من می شوند...



تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی ناگهان چه زود دیر می شود!


درباره وبلاگ
ماه وستاره

گفتم : کبوتر گفتی : پر گفتم ‍: گنجشک ، آن همه آسودگی گفتی : پر گفتم : پروانه ، پرسه های بی پایان گفتی : پر گفتم : التماس ، علاقه ، بیتابی ، ترانه ، بیداری... گفتی: پر ...!
نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed