پـــــــلاک 1360
عشق،جز افسانه نیست.
 
 
پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠ :: ۸:٢۱ ‎ق.ظ ::  نويسنده : ماه وستاره
  • تو
  • رنگ می دهی
  • به لباسی که می پوشی
  • بو می دهی
  • به عطری که می زنی
  • معنا می دهی
  • به کلمه های بی ربطی 
  • که شعرهای من می شوند...



تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی ناگهان چه زود دیر می شود!


چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠ :: ۳:۱٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : ماه وستاره
  • اگر آمدی
  • خبرم کن
  • در خانه بمانم
  • که از اندوه نمیرند
  • شمعدانی های منتظر و ماهی های حوض
  • که تو بیایی و کسی خانه نباشد.



تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی ناگهان چه زود دیر می شود!


دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠ :: ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : ماه وستاره

دلم گرفته عجیب .!وهیچ چیز نه این هق هق گریه های بی اندازه نه شعر و سکوت هیچ چیز این ترنم تلخ رو از من دور نمی کنه ! اومدم اینجا  شاید کمتر شه این حجم سرد دلگرفتگی !



تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی ناگهان چه زود دیر می شود!


چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠ :: ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : ماه وستاره

کنارم هستی و اما، دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت میدونی عادت نیست، فقط دوست داشتنه محضه
کنارم هستی و بازم، بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده، میام دستاتو میگیرم

...یه وقت تنها نری جایی، که از تنهایی میمیرم
از اینجا تا دمِ در هم، بری، دلشوره میگیرم
فقط تو فکرِ این عشقم، تو فکرِ بودنِ با هم
محاله پیشِ من باشی، برم سرگرم کاری شم


تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی ناگهان چه زود دیر می شود!


جمعه ۱٦ دی ۱۳٩٠ :: ٥:٠۳ ‎ق.ظ ::  نويسنده : ماه وستاره


تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی ناگهان چه زود دیر می شود!


درباره وبلاگ
ماه وستاره

گفتم : کبوتر گفتی : پر گفتم ‍: گنجشک ، آن همه آسودگی گفتی : پر گفتم : پروانه ، پرسه های بی پایان گفتی : پر گفتم : التماس ، علاقه ، بیتابی ، ترانه ، بیداری... گفتی: پر ...!
نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed